آرادآراد، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

آراد قلب مامانی

اراد پیشم نیست

1391/9/27 3:06
403 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عشق زندگیم

کجایی؟

مامانی داره میمیره از  تنهاییی

 


از دیروز داره رو مغزمون راه میره که من با حاجی مامان وبابام میخوابم.روز نه که کم میرفتیم الان باید شبم بخوابیم اونجا

دلم طاقت نیاوردم باباش رو فرستادم دنبالش تا راضیش کرد اومد خونه

قربونت برم قلبم

 


اروز هم با دوستم میخواستم برم دکتر  اراد و دادم مامانم  موقع اومدن رفتم دنبالش اما هر کاری که کردم نیومد گفت ال و بلا که من اینجا میخوابم

خودم اومدم خونه.ولی هر ی ساعت باباش رو میفرستادم دنبالش . اخر سر تو ایفون که دیده باباش بازم اومده داد زده از ایفون که من نگفتم شب اینجام؟

منم تمام ریزه کاریهای شبانه اش رو به مامان یاد دادم که مبادا سیل به بار بیاره

اول اینکه دقیقا 2 ساعت بعد از خواب عمیق با اولین نقش یعنی جیش  دارم

اگه نق و نوقش تموم نشد یعنی اب میخوام

نق بعد از خوردن اب یعنی رو  پای مامان

 

حالا اراد به دور از منه و منم دلتنگ

خدایا هیچ خونه ای رو بدو بچه نذار و صدای بچه از هر خونه ای بیاد

الهی امین


 حالا من موندم و ی عالمه تنهایی

دلم برا قلبم تنگیده

دوست داشتم اینجا بود و بغلش میکردم و میخوابیدم

خدایا هیچ مادری رو بدون بچه نذار

خیلی سخته

با اینکه مطمینم مامانم بیشتر از من مواظبشه ولی بازم دلم راضی نمیشه دور از چشام باشه

اخه اون قلبه منه

امید زندگیه منه

شب بخیر نفسم.فرشته مهربون و کوچولوی من

خوابای رنگین کمونی ببینی گلم

مامان ی عااااااااالمه دوست داره

kiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiis

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)